سرماخوردگي - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
از قديم الايام من اگه مريض مي شد آنچنان بي تاب مي شدم كه مثلا بابام سرُم را از دستم مي كند پرت مي كرد تو باغچهxa0xa0الان كه ديگه نگو مثلا مشت مي زنم به در و ديوار و گاهي هم باباxa0چند روزيه سرما خوردم و اين
بیماری اندرین ره خوشتتر ز تندرستی - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
چند وقتی هست که اگر این فکر در ذهنم بیاد که مثلا ممکنه فامیل شوهر وارد حریم خصوصی ما بشوند به اندازه یک ماه کار خسته می شوم و دیگه تنها راه خلاصی از این افکار اینه که فامیل شوهر و هر کسی که حسوده و در
ساعت آخر روز آخر کاری - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
هنر نویسندگی یعنی اینکه داستانی بنویسی که آنچنان در ذهن خواننده بماند که اگر همان لحظه متوجه منظور نویسنده نشود در دوره ای از زندگی راه را به او نشان دهد گابریل گارسی ا ما رکز عزیز دو جا منو نجات داده
خط چشم مشکی به شیوه شرقی - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
یک همکار دارم خانم زحمت کش و خیلی سر و ساده ای است و به خاطر فرهنگ و مرام دست پایش بستهxa0 و دائم مهمان دارد چند روز پیش حرفی زد که یاد خودم افتادمxa0 و آرزوهای خام و احمقانه خودم گفت از بس خسته ام دلم می
سخنی دیگر - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
به خاطر تمام لطمه هایی که از اخلاق گند شوهرم دیدم اولا او را نمی بخشم ثانیا دیگه به هیچ مردی اعتماد ندارم ثالثا اینقدر با تجربه هستم که خام بعضی حرفها نشوم
رمز گشایی - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
همکاری که سه تا دختر داره و اخیرا ماشین لباس شویی اش سوختهxa0 همکاری که ............................................................................ یک ساعته دارم فکر می کنم بدتر از اون بی فکری کردم کاپشنم رو نیاوردم استخوانم درد می کندxa0 خدایا در این شب سیاهم گم گشت راه مقصودxa0 xa0 از گوشه ای برو...
شهامت ماندن در تاریکی یا فوبیای نور - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:32
شب سال نو امسال در یک هتلی بودیم و من از بودن تلویزیون دیجیتال در آنجا راضی نبودم تخت کناری را انتخاب کردم و حدود چهار ساعت بعد از سال نئ وقتی همه خواب بودند تلویریون را روشن کردم و فیلم جالبی بود: مر
فهم تغییر و فهم سکوت - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
برای هزارمین بار خدا رو شکر می کنم که خدایی که بعضیا با هک و دزدی شناختند بیست سال پیش بدون اینکه بخوام به حریم خصوصی کسی وارد بشم شناختم و اون خدایی که من شناختم نیازی و کنترل همه چی نداره از سریالxa0 دان تون ابی خوشم میاد چون نکات آموزنده زیادی داره با مزه ترین و داناترین شخص این سریال مادر بزرگ ا...
نظم - تاریخ: 1396/11/8 ساعت: 15:15
با نظم اگر زندگانی کنی به پیری توانی جوانی کنی تو عصر اطلاعات و فناوری و کمبود وقت موبایل ندارم و ....................... خدایا هدایتم کن + نوشته شده در xa0دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۶ساعتxa012:8&nbsp توسطxa0نازبهxa0 |xa0
یکی از زمستان های داغ - تاریخ: 1396/9/11 ساعت: 18:58
اینقدر سردم بود که با خودم فکر کردم سرمای بدتر از اینو تجربه نکرده بودم اما یادم اومد من سرماهای بدتر از اینم تحمل کردم و یادم رفته و امسال سرماش راحتتر تحمل میشه چون به خودم ایمان دارم و آنکه من مقصر تنهایی بچه هایم نیستم چی بشه روح من سرما واردش بشه تا بتونه جسمم تحت الشعاع قرار بده و من سرما بخور...
.... - تاریخ: 1396/3/12 ساعت: 23:35
در حال شکفتنم برا کی بنویسم؟ یک مشت بیمار روانی که لذتشون درد دیگران است برای گلهای خودمم به موقعش اینو نوشتم برای کوری دشمنام + نوشته شده در xa0دوشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۶ساعتxa014:1xa0 توسطxa0نازبهxa0 |xa0
باباهای با تجربه - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
یادم هست وقتی دوازده سیزده ساله بودم بابام می گفت انشالله که موقع شوهر کردنت هستم اما اگه نبودم وصیت می کنم با نصف دنیایی ها ازدواج نکنی خیلی بی بخارندگذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند واقعا بابا به چه نکته ظریفی...
جوانه ها - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
صبح ها هر چند آزار دهنده ولی الهام بخش خیلی چیزها هستند امروز دوباره زود زود از خواب پاشدم و دوباره فکر. اما اینبار امیدوار کننده خوشحالم اشتباهاتم اندازه یک ستون بزرگ نیستند وگرنه گرفتار اونا بودم تا ابد. و اینکه تصمیم گرفته بودم اینجا ننویسم رو تجدید نظر می کنم اینجا می نویسمxa0 ربطی هم به هیچ خود...
ممکنه خفه شید - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
یارو اومده دزدی کرده توصیه اخلاقی هم می فرمایند گوزو میشه خفه شی تو دیگهxa0 من وقتی امیدوار میشم که دزدها از کوچیک تا بزرگ xa0جزای کاراشون رو ببینند فکر کنم اگه خفه شی من به زندگی امیدوارتر باشمxa0 واقعا رو نیست که سنگ پا ست
وظیفه ها - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
یک کابوس خنده دار:دیشب با اینکه دلم می خواست پاورپوینتمو ببینم و ارائه رو آماده کنم خوابیدم و در خواب همینطور پاور پاور ....آخرینش به جای راست کلمات چپ نوشته شدند و من می میرم با عجله دویدم بابا رو صدا کردم ......و وصیت همیشگی اگه من مردم xa0 الان دو ساعتی خوابیدم و بازم خوابxa0 برای من سرپا بودن یک...
بصیرت - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
یک همکار دارم چهار سال پیش با هم بودیم مجرد است و چون اهل یک دیار خاصی هم هست بدجنسم هستxa0 اون سال یک رقابت پنهانی با من داشت و من اصلا ازش خوشم نمی اومد سال بعد نظام جدید اومد و جفتمون مازاد شدیم من از فلاورسیتی خسته ولی اون مجرد بود درضمن طبق همون بدجنسیش زیاد خسته هم نبود . یک روستایی هست بچه ها...
من برنده ام - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
هرچند برگشتن به فلاورسیتی واقعا یک ضرر به تمام معناست(کدوم احمقی کار کردن در شهر و رفت و آمد با شوهر و با مدرک عوض می کنه؟) و اگه به عقب بر میگشتم هرچند نمی تونستم بعضی کلاسامو برم ولی انصراف میدادم از ارشد گرفتن و شاهین سیتی می موندم که موفقیت بیشتری بود اما در هرصورتی من برنده ام چون بالاتر از ابر...
مرده ها حواستون باشه - تاریخ: 1395/10/1 ساعت: 5:47
بعضیا تجربه شون کمه ادعای پر تجربگی ندارم اما کتابهایی خوندم و رفتارهای مختلف رو تجزیه و تحلیل کردم بنابراین خودم رو خوب می شناسم xa0من به افرادی که خودم دلم می خواد فرصت میدم خطاهاشون رو نادیده می گیرم و نیمه ی پر لیوان رو در نظر می گیرم و سعی می کنم حفظشون کنم البته همون اول میگم چه انتظاری دارم ب...
لعنت بر دهاتی ها - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 23:44
احتمالا وقتی مطمئن شدم فلسفه ی زندگی رو فهمیدم (فلسفه زندگی برای هر کسی فرق می کند)بهرجهت کتابی می نویسم و در یکی از فصلهایش در مورد اینکه چطوری از قدرت احمقها بکاهیم الان دقیقا نمی دونم راجع به چیزی خواهم نوشتxa0 اینکه می گویند صاحبان قدرت و پوشکها را زود به زود باید عوض کرد وگرنه بو می گیرند که شک...
یادآوری برای زنده بودن - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 23:44
برای زندگی در این دنیا اندکی دیوانگی لازم است این جمله رو نمی دونم کی گفته ولی اندکی که هیچ کاملا دیوانگی لازم است بعضی وقتها زندگیم در خلوت و سکوت خیلی راحتتر پیش می رود. اما وقتی حس می کنید هزار تا لاشخور ایستادند تماشا. کلا می افتم رو دور اضطراب و وقتی مضطربم سطح انرژی پایین و گرفتار آدمهای عوضی ...