گذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند
واقعا بابا به چه نکته ظریفی اشاره کرده خیلی بی بخار و یخ هستند.
فکرشو که می کنم از تمام مردها متنفرم اهل هر خراب شده ای می خواهند باشند.
و خوب که فکرشو می کنم از بعد دانشگاه این حس تنفر و انزجار پیدا شده
امیدوارم هیچ کس با آدمهای تهی وپوچ برخوردی نداشته باشه که اون وقت از هرچی آدمه هم منزجر میشه
و لازم به ذکر است این حس تنفر فقط مال وقتیه که یک مرد به جنسیت من توجه میکنه نه خود آدم بودنم .
دیگه وقتی حریم خصوصی عمومی میشه ناچاری هرچیزی رو توضیح بدی یک وقت یک خری لگد نزند
دعا می کنم این تنفر بی پایان حداقل به خاطر خودم که این حس لعنتی آزارم میده از من دور بشه.
اون یکی تهوع برانگیزه هم مرده میگیریم
البته یادآوری کنم من به آدمها صرف نظر از جنسیتشون نگاه می کنم هر کی آدم تر قابل احترام تر و این رو در مورد زن و مرد رعایت می کنم اما وقتی راجع به جنسیت آدمها فکر می کنم از مردها حالم به هم می خوره و بین یک زن و یک مرد اونکه زنه قابل احترام تر است
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی