در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «چشم بسته(از تجربه ها)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
همیشه میگم این آخرین باریه که به یک نفر اعتماد می کنم و دوباره با چشم بسته اعتماد می کنم و نتیجه اش هزینه های زمان و کم گذاشتن از فرزندان و ناامیدی و ملامت کردن خودم هست
دفعه اول مجبور بودم به شوهرم اعتماد کنم هرچند حسم می گفت این اعتماد اشتباهه ولی چاره ای نداشتم و نتیجه اش یخ و ظلمات و ....

دفعه دوم هم از سر ناچاری اعتماد کردم و ایندفعه هم عقلم هم حسم می گفت اشتباهه و ولی از سر بدبختی خواستم لطف کنم به مادرمرده ها و با سر رفتم ته پرتگاه و یک سالی در کما بودم
دفعه سوم یک حس امیدوارانه همراه با ترس باعث شد اعتماد کنم ایندفعه هم عقلم میگفت درسته هم حسم اما ......................ایندفعه جز خستگی روحی خداروشکر لطمه ای ندیدم اما
نتیجه اینکه در هر حالتی که فکرش را بکنید اعتماد کردن به دیگران کار غلط و اشتباهی است چون دیگران به اندازه خودت عقل و هوش و احساس مسئولیت به خودت ندارند رو هوا یک چیزی می پرونند حالا اگه اعتماد کردی و اونو گرفتی اونا کاری ندارند بمیری ؟زنده بمونی ؟بچه هات چی میشند؟زندگیت چی میشند؟کارت چی میشه؟روح و روانت؟چون او راجع به خودش با احتیاط تصمیم می گیرد ولی راجع به تو ؟؟؟!!!رو هوا
بگذریم از افسردگی وقته بمیرم لعنت به من که ..........
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی