و اون خدایی که من شناختم نیازی و کنترل همه چی نداره
از سریال دان تون ابی خوشم میاد چون نکات آموزنده زیادی داره
با مزه ترین و داناترین شخص این سریال مادر بزرگ این خانواده است که نکته های نابی میگه
جدیدا با شخصیت منفور این داستان آشنا شدم که یک ت ر نس است چون اعتماد به نفسش پایین است و احساس تنهایی می کند کارش شده فضولی و درست کردن نیروی اطلاعاتی که براش از هر جایی خبر بیارند
حالا این حکایت حکایت هکرهای بیکار و بب اعتماد به نفسیه که فکر می کنند با داشتن اطلاعات می توانند امور را کنترل کنند ولی غافلند که انرژی کیهانی و آگاهی و نور و هر چه که اسم اون را بتوان گذاشت در جریانه و تحت کنترل هیچ بشر دوپا و ضعیفی نیست
صبح زود خواب یک آدم عوضی رو دیدم و از خواب بیدار شدم و رفتم تو فکر آدم هایی که با فکر بسته ......
و یاد آدم های پر توقع فامیل و دانش آموزان تنبل و پر توقع یک جایی افتادم یک سومشون مادرشون تا لنگ ظهر خوابند و یا پدرهایشان به خاطر اعتیالدشون خوابند و حق و حقوق این بچه ها با پدرو مادر های نالایق فقط و فقط دست معلمان (نمی دونم بگم چی)این منطقه است مدیر بدبختی که یک دنیای فوق العاده کوچک داره در حدی که شبها بیکار میشه انشا با دخترش کار می کنه و برای همین دختره خودش هست نیتش خدایی نیستا فقط می خواد به بچه ها خیر برسونه که خدا به بچه اش خیر برساند(انجام خوبی برای پاداش نه خود خوبی)و معلمانش باید فدای دانش آموزان مدرسه بشوند(آخه نه محض رضای خدا فقط برای اینکه عوض کارهاشو دخترش تو کنکور ببینه ) با جاسوسی و دخالت و پر توقعی می خواد مدیریت کنه
نمی فهمه که غیر از دانش آموزان، معلمان و خودش هم بنده خدا هستند و حقوقی دارند و نباید عده ای را فدای عده ی دیگر کرد هر چیزی جای خودش و مثلا قرآنی که نقشی در کنکور ندارد از نظر مفاهیم مهم است نه مسابقه علمی
خلاصه صبح از چهارو نیم از دست نفهمی های این خانم حرص خوردم( و خدایی که همین نزدیکی ها) و خبر نداشتم مخ پوکی این خانم داره خودش را هم نابود می کند و نمی فهمد
بگذریم نوشتن برای کسانی که می فهمند راحت است و برای کسانی که نمی فهمند شما یک کتابخانه مقاله علمی هم بنویسی حرف خودشون رو می زنند
خدایا فهمی بده به بعضیا که صبح زود یک پیرمرد باز نشسته رو....................و به پیرمرده هم فهمی بده که بفهمد کاره ای نیست و از فامیل و کار منظم و ماشین وار و بدون آگاهی و شعور بعضیا تعریف نکند.
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی