
اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «دنیای عقلی» هستید، در ادامه این مطلب تازهترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. حال و حوصله فلسفه بافی ندارم اما این عقل آدمی اونو به سوی علم راهنمایی میکند و علم که فعلا باعث تخریب طبیعت شدهمشکل ما ایرانی ها اینه که طبعمون گرمه و طبیعت دوستیم و برای همین علم و ماشین رو به سختی هضم می کنی...
ادامه مطلب
حال و حوصله فلسفه بافی ندارم اما این عقل آدمی اونو به سوی علم راهنمایی میکند و علم که فعلا باعث تخریب طبیعت شدهمشکل ما ایرانی ها اینه که طبعمون گرمه و طبیعت دوستیم و برای همین علم و ماشین رو به سختی هضم می کنیم ما مملکت گل و بلبل و ادبیات و شعریم و همه مون از اینکه از طبیعت شاد خود جدا شده و مجبوریم در دنیای عقلی و ماشینی زندگی کنیم آزرده ایم تمام افسردگی ها ریشه اش در همین عدم سازگاری روح طبیعی با طبیعت علم است....
ادامه مطلب
از قديم الايام من اگه مريض مي شد آنچنان بي تاب مي شدم كه مثلا بابام سرُم را از دستم مي كند پرت مي كرد تو باغچهالان كه ديگه نگو مثلا مشت مي زنم به در و ديوار و گاهي هم باباچند روزيه سرما خوردم و اين...
ادامه مطلب
چند وقتی هست که اگر این فکر در ذهنم بیاد که مثلا ممکنه فامیل شوهر وارد حریم خصوصی ما بشوند به اندازه یک ماه کار خسته می شوم و دیگه تنها راه خلاصی از این افکار اینه که فامیل شوهر و هر کسی که حسوده و در...
ادامه مطلب
شب سال نو امسال در یک هتلی بودیم و من از بودن تلویزیون دیجیتال در آنجا راضی نبودم تخت کناری را انتخاب کردم و حدود چهار ساعت بعد از سال نئ وقتی همه خواب بودند تلویریون را روشن کردم و فیلم جالبی بود: مر...
ادامه مطلب
برای هزارمین بار خدا رو شکر می کنم که خدایی که بعضیا با هک و دزدی شناختند بیست سال پیش بدون اینکه بخوام به حریم خصوصی کسی وارد بشم شناختم و اون خدایی که من شناختم نیازی و کنترل همه چی نداره از سریال دان تون ابی خوشم میاد چون نکات آموزنده زیادی داره با مزه ترین و داناترین شخص این سریال مادر بزرگ این خانواده است که نکته های نابی میگه جدیدا با شخصیت منفور این داستان آشنا شدم که یک ت ر نس است چون اعتماد به نفسش پایین است و احساس تنهایی می کند کارش شده فضولی و درست کردن نیروی اطلاعاتی که براش از هر جایی خبر بیارند حالا این حکایت حکایت هکرهای بیکار و بب اعتماد به نفسیه که فکر می کنند با داشتن اطلاعات می توانند امور را کنترل کنند ولی غافلند که انرژی کیهانی و آگاهی و نور و هر چه که اسم اون را بتوان ...
ادامه مطلب
قابل توجه اونهایی که دنیاشون پول است یا دنیاشون یک لقمه نون است یا دنیاشون اینه مثلا اول همه پروپوزال بدند.یا دنیاشون اینه برند با خواهربرادراشون پشت سر مردم چرت و پرت بگند یا دنیاشون اینه دیگرانو حرص بدند دنیای ما بالاتر و بزرگتر از این حرفهاست نه با دوربین دیده میشه نه با گوش شنیده میشه دنیای ما خیلی زنده است مرده ها درک نمی کنند...
ادامه مطلب
هکر دوم چون از غیرت و حیا چیزی سرش نمیشه و اصولا نمی فهمه من چی می نویسم خیلی ذوق مرگ شده از هکر شماره یک بد نوشتم اولا جفتتون به یک نسبت کتک خوردید دوما برای خوشایند کسی ننوشتم . در ضمن مرد بی غیرت و بی حیا یک زن چادری می خواد که سرپوش کثافت کاریهاش باشه اسمش باید گهی منش باشه که با کثافتها شوهرش جور در بیاد. ریدم تو روح مادرت .انگار شب جمعه اینا همش کم داره...
ادامه مطلب
خوبه من نیشتر می زنم این چرکها میاد بیرون اما به تشخیص من این غده اذیت کردن بعضیا دیگه سرطانی شده با نیشتر زدنم مشکلشون حل نمیشه فقط بگم داشتم بین هکرها سبک سنگین می کردم هر کدوم چندش آور تر از اون یکی ولی این یکی دیگه خیلی چندش آوره ریدم به روح پدرت...
ادامه مطلب
خیلی متاسفم که دوباره موتورم خراب شده و امروز بیش از حد مجاز کار کردم و دوباره خسته و اشتباه کرده و توضیح اشتباهات البته مثل همیشه در نوشتن و اجبار نوشتن عصبی نیستم چون هم یک هفته ای هست ننوشتم و هم برای فکر کردن نمی نویسم و هم برای دل خودم نمی نویسم. دیشب رفته بودم سر یک وبلاگ قدیمی و کلی ذوق کردم که حداقل غیر از من یک نفر دیگه م هست که ماهیت حقیقی هکر شماره دو (یک گاو به تمام معنی)رو شناخته و از اینکه یک نفر شاید بتواند درد مرا بفهمد خوشحال شدم و هکر شماره یک را بخشیدم و از بلاکی درش آوردم . ظهر خسته بودم و دوباره خر شدم و تشکرم کردم .و الان اومدم بگم که : من...
ادامه مطلب
نوشته های اینجا بحث کردن با هیچ الاغی نیست .حرفهایی هست که باید قبلا میزدم حدوحدود وحشی ها رو مشخص کنم. تو کانادا خرسهای وحشی رو نمی کشند حدودشون که مال شهر و اجتماع انسانی نیستتد را یادشون میدند. حرفهای من در این حد است که طرف فکر نکنه همه مثل مامانش(ریدم تو روحش)و زنش هالو و نفهمند.و اگه اون موقع حرفی نزدند از خریتشون بوده فکر کردند میشه گاوها را وارد جامعه ی انسانی کرد...
ادامه مطلب
اون بیشعوری که از دعوت ماشین نوشته بود فعلا که سر سفره ما معلمها نشستی خفه بگیر که اون وقت مجبور میشم با خشونت باهات رفتار کن .چلغوز زر زیادیم نزن که اگر نخبه ها در آموزش و پرورش بروند.....مگه نخبه ها تو شرکت سیاه کار می کنند؟و اینقدر حقوق و مزایا می گیرند یک سری آدم فروش با فوقش دیپلم ........به مدد پیام نور اونم .....اگه نخبه بودی یک مدرکی می گرفتی که به کار شرکتت بیاد مفت خور عوضی.....نن ماهی دویست و چهل هزار کرایه میدم تو مفتی میری رو چه حسابی؟آدم فروش...
ادامه مطلب
یک برنامه ای بود مشاوره وقتی وارد یک خونه ی پربچه ی بی درو پیکر شد گفت اینجا یک بی نظمی و هرج مرج سازماندهی شده هست در این لحظه نظرم راجع به آموزش و پرورش ایران اینه یک حماقت سازماندهی شده از سر و روش میباره و هرجا میای جاخالی بدی که مصدوم نشی گریزی از اون صدمات نیست وقتی داشتیم جامعه شناسی آ .پ می خوندیم به ارائه محافظه کاری که رسیدیم این جمله فقط از اون یادم موند چون یاد امکانات ویژه برای سازمانهای خاص افتادم خوب یادم موند که اینا نظرشون اینه آ.پ حق یک عده ی خاص است.و یک عده خاص حق دارند رشد و سرکرده باشند اینا جملات منه وگرنه طور دیگه ای بود. روز ثبت نا...
ادامه مطلب
من از آدمهای زیادی متنفر بودن هر کدومم به خاطر یک اخلاق یه خصوص اما امروز داشتم فکر می کردم تا حالا اینقدر از کسی متنفر نبودم و تا حالا اینقدر از حس تنفرم عذاب نکشیده بودند جوجه کارمند مفت خور که به مدد اون گشاد خونه اومده دانشگاه داره به من می گه گذشته م رو فراموش نکنم گذشته ی من همیشه با منه نیازی به یادآوری نداره ولی تو الاغه هم یلدت کی بودی؟الدنگ خدایا یک راهی جلو من بذار دیگه این توله سگ رو نبینم و صداشو نشنوم...
ادامه مطلب