در این لحظه نظرم راجع به آموزش و پرورش ایران اینه یک حماقت سازماندهی شده از سر و روش میباره و هرجا میای جاخالی بدی که مصدوم نشی گریزی از اون صدمات نیست
وقتی داشتیم جامعه شناسی آ .پ می خوندیم به ارائه محافظه کاری که رسیدیم این جمله فقط از اون یادم موند چون یاد امکانات ویژه برای سازمانهای خاص افتادم خوب یادم موند که اینا نظرشون اینه آ.پ حق یک عده ی خاص است.و یک عده خاص حق دارند رشد و سرکرده باشند اینا جملات منه وگرنه طور دیگه ای بود.
روز ثبت نام دختر بزرگه حجابش مطابق میل مدیر نفهم مدرسه نبوده و ایشان انگار سازماندهی شده تصمیم گرفتند که ......
بگذریم نمی خوام خیلی بدبین باشم و بهرجهت چون خودم خیلی شانسی الان استاد راهنمام رفته میذارم به حساب شانس و تصادف .
اما اینکه یک کودن مدیر بشه این دیگه حماقت سازماندهی شده است.نشستم دیدم خیلی از مدارس تاپ مدیران کودنی دارند. و کلا انگار حماقت سالاری ....
چند شب هست خواب درستی ندارم .فشار کار و دانشگاه و زندگی بچه هارو هم از زندگی عادی انداخته و من موندم چه تصمیمی بگیرم که کمترین هزینه رو برای بچه ها داشته باشه؟
کلاسهای خواب آور دانشگاه برام الهام بخش و پربار است از یک طرف زجر می کشم که خوابم سر کلاس و از یک طرف یک چیزایی در ذهنم جرقه می زنه و همینا برای منی که .....
ولش کن اومدم اینجا بنویسم که از راه حلی برای حماقت سازماندهی شده پیدا کنم.فکر می کنم دیگه باید از خیر مدرسه و دانشگاه تاپ بیام بیرون و کلا از امروز برم تمام مدارس رو چک کنم مدیر بپسندم و هدفم را بر مبنای مدرسه ای که با شعور مدیریت میشه بگذارم
چون اگه قرار باشه تیزهوشانم یک مدیر خر داشته باشه و معلمای خوبو فراری بده باید برم دنبال مدیر آدم
اونطوری که من فهمیدم با این انتخاب مدیر ،حتما معلمان باشعور ترجیح می دهند یک مدرسه درجه سه کار کنند ولی تحت لوای حماقت کار نکنند.وگرنه تو یک ناحیه دبیر ادبیات نایابه که دبیر زبان مازاد بیاد ادبیات کار کنه؟؟؟؟!!!!!!!
خدایا از ابر هدایت برسان بارانی
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی