نغمه ها

متن مرتبط با «در راستای به انگلیسی» در سایت نغمه ها نوشته شده است

گزارشی از چشم بسته(از تجربه ها)

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «چشم بسته(از تجربه ها)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همیشه میگم این آخرین باریه که به یک نفر اعتماد می کنم و دوباره با چشم بسته اعتماد می کنم و نتیجه اش هزینه های زمان و کم گذاشتن از فرزندان و ناامیدی و ملامت کردن خودم هستدفعه اول مجبور بودم به شوهرم اعتماد کنم هرچن...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از یک تجربه

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «یک تجربه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بعضی وقتها فراموشی خوبه برای اینکه ادامه بدهیم اما بعضی وقتها فراموسی بد است چون در لحظه نمیفهمیم چرا؟بگذریم می خواستم از انبوه تجربه ها صحبت کنم و اینکه اینهمه تجربه چه موقع به کارم میاد؟الان که سوالم را نوشتم جوابم را گرفتم ...

    ادامه مطلب
  • خدایا قطع کن دست چهارپایان را در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    در ادامه، هر آنچه باید درباره «خدایا قطع کن دست چهارپایان را» بدانید به همراه مهم‌ترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. من نمی دونم یک نفر که شعورش در این حد است که فقط برای فضولی یا لذت بردن یا خوردن مثل گاو وارد حریم خصوصی دیگران شود چرا؟چرا باید ادعای قدرت و دانایی اش شود؟خدایا لطفا دانش و  علم رو اونقدر گسترش بده که فقط پلیسها بتونند وار...

    ادامه مطلب
  • چشم بسته(از تجربه ها)

  • نیلوبلاگ

    همیشه میگم این آخرین باریه که به یک نفر اعتماد می کنم و دوباره با چشم بسته اعتماد می کنم و نتیجه اش هزینه های زمان و کم گذاشتن از فرزندان و ناامیدی و ملامت کردن خودم هستدفعه اول مجبور بودم به شوهرم اع...

    ادامه مطلب
  • یک تجربه

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتها فراموشی خوبه برای اینکه ادامه بدهیم اما بعضی وقتها فراموسی بد است چون در لحظه نمیفهمیم چرا؟بگذریم می خواستم از انبوه تجربه ها صحبت کنم و اینکه اینهمه تجربه چه موقع به کارم میاد؟الان که سوالم را نوشتم جوابم را گرفتم اینکه در لحظه از اون استفاده کنیم....

    ادامه مطلب
  • بیماری اندرین ره خوشتتر ز تندرستی

  • نیلوبلاگ

    چند وقتی هست که اگر این فکر در ذهنم بیاد که مثلا ممکنه فامیل شوهر وارد حریم خصوصی ما بشوند به اندازه یک ماه کار خسته می شوم و دیگه تنها راه خلاصی از این افکار اینه که فامیل شوهر و هر کسی که حسوده و در...

    ادامه مطلب
  • خط چشم مشکی به شیوه شرقی

  • نیلوبلاگ

    یک همکار دارم خانم زحمت کش و خیلی سر و ساده ای است و به خاطر فرهنگ و مرام دست پایش بسته و دائم مهمان دارد چند روز پیش حرفی زد که یاد خودم افتادم و آرزوهای خام و احمقانه خودم گفت از بس خسته ام دلم می...

    ادامه مطلب
  • شهامت ماندن در تاریکی یا فوبیای نور

  • نیلوبلاگ

    شب سال نو امسال در یک هتلی بودیم و من از بودن تلویزیون دیجیتال در آنجا راضی نبودم تخت کناری را انتخاب کردم و حدود چهار ساعت بعد از سال نئ وقتی همه خواب بودند تلویریون را روشن کردم و فیلم جالبی بود: مر...

    ادامه مطلب
  • باباهای با تجربه

  • نیلوبلاگ

    یادم هست وقتی دوازده سیزده ساله بودم بابام می گفت انشالله که موقع شوهر کردنت هستم اما اگه نبودم وصیت می کنم با نصف دنیایی ها ازدواج نکنی خیلی بی بخارندگذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند واقعا بابا به چه نکته ظریفی اشاره کرده خیلی بی بخار و یخ هستند. فکرشو که می کنم از تمام مردها متنفرم اهل هر خراب شده ای می خواهند باشند. و خوب که فکرشو می کنم از بعد دانشگاه این حس تنفر و انزجار پیدا شده امیدوارم هیچ کس با آدمهای تهی وپوچ برخوردی نداشته باشه که اون وقت از هرچی آدمه هم منزجر میشه و لازم به ذکر است این حس تنفر فقط مال وقتیه که یک مرد به جنسیت من توجه میکنه نه خود آدم بودنم . دیگه وقتی حریم خصوصی عمومی میشه نا...

    ادامه مطلب
  • پاییز پ د ر ق ل در

  • نیلوبلاگ

    کتابها گابر یل گار سیا مار کز .......نگفتنیه .یادم هست تو جوونی وقتی می خوندم (اون موقع بیش فعالی و کم حوصلیگم بیشتر بود)با خودم می گفتم چرا اینقدر راجع به لباس شخصیتها و فضای داستان توضیح میده ؟آخرین باری که همین توصیفات منو نجات داد سالی بود که قرار بود منطقه قلب وارونه بمونم . وقتی همکار تپل و با استعدادم را دیدم که مثل دیونه ها داره چرت و پرت میگه یاد شخصیت داستان (من فقط اومدم یک تلفن بزنم )افتادم و باوحشت از ابتدایی فرار کردم. قبلش پاییز پدرس الار رو در دیکتاتورهای مختلف بابا و پدر شوهر و ش ا ه قبلی دیده بودم و من ایمان دارم دیکتاتوری مثل موریانه می م...

    ادامه مطلب
  • سردرد خستگی

  • نیلوبلاگ

    جدیدا دارم (خارج از اسکیزوفرنی)یه رابطه معنی داری بین اومدن قورباغه ها روی صفحه گوشیم و کارها و حرفام پیدا می کنم. خدایا به من صبر بده این حماقتها رو تحمل کنم .طرف پارسال منو تشویق می کنه با واحد برم امسال یه خری پول مفت گیر شوهرش میاد با تاکسی تلفنی جابه جا میشه منو تشویق میکنه با تاکسی جابه جا بشم اولا بعضیا از نظر من یک خر بیشتر نیستند این خرها شوهرشون مثل خر کار می کنه و دوست دارند پولشون رو اینطوری هدر بدند و اگه اینها عقل درست وحسابی داشتند ظهرها گشنه تو دانشگاه ول نمی گشتند تاکسی تلفنیشونم محض پز و اینکه منو ببینید است.هیچ تعقلی توش نیست پارسال ...

    ادامه مطلب
  • در راستای ......

  • نیلوبلاگ

    چلغوز یا هر کی اومده تهدید کرده شایدم ......از آنجا که ما تفکر انتقادی کار کردیم فقط یک طرف قضیه رو نمی بینیم اگه تهدید بوده که تو هیچ غلطی نمی تونی بکنی .و منم پاک و مبرا از هر تهمتی .سند دارم اگه تهدید نبوده و شوخی بوده باید بگم حرفام برای خوشایند کسی نیست حرف می زنم که مثل زبون بسته ها دیده نشم در مورد کلاس پربار کمی زیاده روی کردم اولش که مثل بلندگوهها قصدم یک دو سه چهار بود اما دومش اینکه من خوشم نمیاد تحت نظر باشم بنابراین نیش میزنم سه اصلا به پنجاه صفحه بودن ارائه ترم قبل من توجه نکرده و منو با اونکه پونزده صفحه ارائه داشته مقایسه و نمره داده نمره ی من...

    ادامه مطلب