نغمه ها

متن مرتبط با «توصیه های جدید پزشکی» در سایت نغمه ها نوشته شده است

جزئیات تازه از فصلی جدید

  • نیلوبلاگ

    اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «فصلی جدید» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. به نظرم کمی حالم خوش نبوده که فکر کردم دکترها نسخه های بدون اشتباه می نویسند و از امروز با توکل برخدا،خودم میشوم دکتر خودم.عقل هم خوب چیزیه که آدم با دیدن آنلاین بودم همکار خسیسش عجولانه یک کار خنده دار انجام ن...

    ادامه مطلب
  • فصلی جدید

  • نیلوبلاگ

    به نظرم کمی حالم خوش نبوده که فکر کردم دکترها نسخه های بدون اشتباه می نویسند و از امروز با توکل برخدا،خودم میشوم دکتر خودم.عقل هم خوب چیزیه که آدم با دیدن آنلاین بودم همکار خسیسش عجولانه یک کار خنده د...

    ادامه مطلب
  • یکی از زمستان های داغ

  • نیلوبلاگ

    اینقدر سردم بود که با خودم فکر کردم سرمای بدتر از اینو تجربه نکرده بودم اما یادم اومد من سرماهای بدتر از اینم تحمل کردم و یادم رفته و امسال سرماش راحتتر تحمل میشه چون به خودم ایمان دارم و آنکه من مقصر تنهایی بچه هایم نیستم چی بشه روح من سرما واردش بشه تا بتونه جسمم تحت الشعاع قرار بده و من سرما بخورم خیلی وقته.............................. اما چند شب پیش در سرچ های اتفاقی با کلمه داغ ننگ ....... مواجه شدم و دانلود کردم و یکدفعه انگار برگردم به گذشته من نتیجه مرد سالاری ام زنان تربیت شده در سیستم مرد سالار ویژگی های خاص خودشون رو دارند اما من ویژگی خاص تری هم دارم و آن اینکه تک دخترم و مادرم و مادر بزرگمم تک دختر بودند و خلاصه انگار ژن مبارزه تک نفره وارد خونم شده باشه جامعه سالار محور (کاش د...

    ادامه مطلب
  • باباهای با تجربه

  • نیلوبلاگ

    یادم هست وقتی دوازده سیزده ساله بودم بابام می گفت انشالله که موقع شوهر کردنت هستم اما اگه نبودم وصیت می کنم با نصف دنیایی ها ازدواج نکنی خیلی بی بخارندگذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند واقعا بابا به چه نکته ظریفی اشاره کرده خیلی بی بخار و یخ هستند. فکرشو که می کنم از تمام مردها متنفرم اهل هر خراب شده ای می خواهند باشند. و خوب که فکرشو می کنم از بعد دانشگاه این حس تنفر و انزجار پیدا شده امیدوارم هیچ کس با آدمهای تهی وپوچ برخوردی نداشته باشه که اون وقت از هرچی آدمه هم منزجر میشه و لازم به ذکر است این حس تنفر فقط مال وقتیه که یک مرد به جنسیت من توجه میکنه نه خود آدم بودنم . دیگه وقتی حریم خصوصی عمومی میشه نا...

    ادامه مطلب
  • انتقام هایی که نمی گیرم

  • نیلوبلاگ

    مثلا برای من کار داره شماره تلفن دبیرستان بوعلی (رد گم کردنه اسم)دقیق بلدم اسمشو خلاصه شماره بگیرم زنگ بزنم و فیلم .....و بعد به آقاپسر عنت بگم بابای عوضیش کیه؟سال چهارمم هست خیلی نتیجه میده . اما من معلم از این کارها عمرا نمی کنم ولی دعای خیرم بدرقه راه پسرها و مخصوصا دختر عوضیاست.این پولها مفت که با آدم فروشی و سایبر سکس(کار که نمی کنه یا دانشگاست یا خلا هم میزنه تو اینترنت) گیر بعضیا میاد باید خرج دانشگاه آزاد بشه. چرا به خانومت نمی گم؟چون اینقدر بدبخت و توسر خور هست که سرش هوو هم بیاری گشنه یک تیکه نونیه که تو حلقومش می کنی.الانم احتمالا اگه خیلی خر و...

    ادامه مطلب
  • معتادهای بیعار

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتها فکر می کنم به بعضیا کم گفتم که مثلا فلانند.خاک برسرها پنج شش ساله با بی مغزی رو اعصابند حالا دیشب تقارن تلفن شوهر من با پیامک یک گوربه گور یکی شده و... طرف اومده سیم منو........که چی؟اینا تمام ضعفه فکر نکن که گهی هستی و هک گوشی جز افتخارات است. حالا اگه اون دومیه هم بوده چون محل سگش نمیذارم باید بگم آدمهای قوی بر عادات بدشون مثل سرک کشیدن به خونه ی مردم و سایتهای مستهجن غلبه می کنند وگرنه بچه زپرتیا هم گوشی هک می کنند الانم نیاند گه خوری کنند که خودت بلد نیستی استفاده از تریاک و مواد مخدر بلدیش افتخار نداره مرده شور همه تون رو ببرد...

    ادامه مطلب
  • فصل جدید

  • نیلوبلاگ

    یک وقت یک ترس هایی ریشه در دیدن حماقت یک نفر یا اعتقاد یا تجربه به .....هر چیزی ممکنه باشه یادم میاد دختر بزرگه در سن پنج سالگی می ترسید با پدرش تنها در خونه باشه داداشم فکر می کرد شوهر من کیه که این بچه ازش می ترسه در صورتیکه من می دونستم دخترم زیبایی واسش خیلی مهمه .بگم که منم موهای دختر کوچیکه رو گذاشته بودم بلند بشه چندتا عکس جالب ازش بگیرم یک روز که من نبودم شوهرم برداشته بود موها بچه رو خیلی زشت کوتاه کرده بود و دختر بزرگه اینو یک فاجعه برای کوچیکه می دونست.و می ترسید با باباش تنها باشه چون اونجا دیگه مامانی نیست که جلوی کارای احمقانه (البته افراط د...

    ادامه مطلب
  • توصیه های جدی

  • نیلوبلاگ

    کلا من از اینکه قسم دروغ بخورم خوشم نمیاد توسل به ائمه هم برام یک کار پیرزنی است هر چند در دلم نذر می کنم ولی کم پیش میاد بگم مثلا یا ابوالفضل اما خلاقیت به خرج می دم و قسم دروغمو می گم به جون کدخدا (به جای به جون تو یا به خدا)یا مادر ابوالفضل(به جای مادر یا یا ابوالفضل) روزگاری ما دائما برلی هر مشکلی می گفتیم مادر ابوالفضلحالا امروزم بدون توجه به اینکه طرف اسمش....اینو گفتیم اومده واسه خودش تز مدیریتی داده اینا مهم نیست اینجاش مهمه که چرا؟من که دلم می خواد طرف با دماغ بیاد رو زمین فقط به هاطر دروغاش اما اگه اینجا چرای کارش را بهش یاد آوری می کنم برای اینه ...

    ادامه مطلب