بگو خودخواهی بگو خودشیفتگی بگو حریم خصوصی من نمی دونم بگم کجاست؟
وقتی خودم چنین جایی رو دارم ولی دائم بین مردم دارم زندگی می کنم بنابراین نمی تونم بگم اگر یکی خیلی غیراجتماعیه کجاست ؟ و در چه عالمی سیر می کند؟
امروز روز مادر است و من نه به خاطر خودم به خاطر دخترهایی که قرار است مادر بشوند نگرانم و .....خلاصه درست که فکرش را می کنم بعضی روزها و بعضی کارها سوسول بازیه و برای زندگیهای سردی مثل زندگی ما همینکه دوتا مامان و بابا به خاطر بچه ها دارند همدیگه رو تحمل می کنند خیلی ایثارگرانه است که دیگه بخواهیم فیلم روز زن یا روز مرد هم بازی کنیم
بگذار هر طرفش که باریکتر است بگسلد
و دریغ که من نتونستم عشق و محبت را به فرزندانم بیاموزم و یا من مقصرم یا روزگار
البته خوب که فکرش را می کنم اگر بی پدری بچه ها را می توانستم تحمل کنم شاید .......
وقتی خوب فکرش را می کنم پانزده ساله به جای شادی عشق و ... و....درگیر بدبختی شوهر و خانواده بی شعورش بودم حالا که ازش متنفرم و فهمیدم ...............می خوام جدا بشم اما الان درگیر ................
خدا روشکر که شاعر دیگه اینجا گفته غریبی و اسیری چاره دیره
چند وقتی هم گرفتار این زندان ،خدا کنه من و بچه ها جان سالم بدر بریم
برچسب:
نویسنده: ایلیا زمانی