اولا بگم برای تنبیه خودم تا شش ماه بعد فارغالتحصیلی نمی نویسم
این چند وقت بدون نوشتن در این وبلاگ خیلی سرحال و پرانرژی بودم فکرای خوب از جمله اینکه هرچند شوهرم زندگی سختی برای من فراهم کرد اما لازمه ی رشد من همینا بوده و دیگه اینکه هرچند از ضعیف بودن شوهرم در رنجم اما اگه قوی بود اجازه رشد به من نمیداد و خیلی احساس های خوب و مثبت از جمله فکر ادامه تحصیل و ....و....و...
اما با اینکه همیشه به دختر بزرگه توصیه می کنم غرق یک احساس نشو ولی خودم ایندفعه غرق شادی بودم و خیلی غافلانه با کسی حرف زدم که حالم بسیار گرفته شد
بعضیا اگه ... و......برایشان نبود الان باید تا هفت و هشت شب تو خیابونا می دویدند برای چندرغاز می دویدند و وقت آزار و اذیت دیگران رو نداشتند و ادعای فضل و کمالاتشون نمی شد و من امروز از اینکه با یک عوضی هم دهن شدم و دارم بار عصبانیت به دوش می کشم واقعا در مرز انفجارم تازه ککه اومده یک سری چرت و پرت تو کانالش نوشته و من احمق که سر این کانال میرم از امروز نه سر کانالش میرم نه سر پیامکهای متنی و تلگرامم هر هشت ساعت یکبار .امیدوارم زودتر درسم تموم بشه که بعضیا واقعا گم بشند و بروند جهنم
انرژی منفی یعنی حرف زدن با خودشیفته های عوضی
من خوشحال بودم که در مدت کوتاهی تونستم این اتفاق تلخو فراموش کنم و برگردم به افکار و احساسات قبلم و امروز که دوباره با این عوضی حرف زدم انگار که به خودم توهین کردم و سرشارم از انرژی منفی
امیدوارم به روزی گرفتار بشه که نتونه برای بچه هاش پیام بده چه برسه آزار و اذیت دیگران
برچسب: از رنجی که میبریم,از رنجی که می بریم جلال آل احمد,از رنجی که می بریم سلیم,از رنجي كه مي بريم,کتاب از رنجی که میبریم,دانلود کتاب از رنجی که میبریم,رنجی که میبریم,دانلود کتاب صوتی از رنجی که میبریم,دانلود از رنجی که می بریم,خلاصه کتاب از رنجی که می بریم,
نویسنده: ایلیا زمانی