نغمه ها

متن مرتبط با «تیر خلاص به انگلیسی» در سایت نغمه ها نوشته شده است

گزارشی از چشم بسته(از تجربه ها)

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «چشم بسته(از تجربه ها)» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. همیشه میگم این آخرین باریه که به یک نفر اعتماد می کنم و دوباره با چشم بسته اعتماد می کنم و نتیجه اش هزینه های زمان و کم گذاشتن از فرزندان و ناامیدی و ملامت کردن خودم هستدفعه اول مجبور بودم به شوهرم اعتماد کنم هرچن...

    ادامه مطلب
  • گزارشی از یک تجربه

  • نیلوبلاگ

    در این مقاله تلاش کرده‌ایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «یک تجربه» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. بعضی وقتها فراموشی خوبه برای اینکه ادامه بدهیم اما بعضی وقتها فراموسی بد است چون در لحظه نمیفهمیم چرا؟بگذریم می خواستم از انبوه تجربه ها صحبت کنم و اینکه اینهمه تجربه چه موقع به کارم میاد؟الان که سوالم را نوشتم جوابم را گرفتم ...

    ادامه مطلب
  • چشم بسته(از تجربه ها)

  • نیلوبلاگ

    همیشه میگم این آخرین باریه که به یک نفر اعتماد می کنم و دوباره با چشم بسته اعتماد می کنم و نتیجه اش هزینه های زمان و کم گذاشتن از فرزندان و ناامیدی و ملامت کردن خودم هستدفعه اول مجبور بودم به شوهرم اع...

    ادامه مطلب
  • یک تجربه

  • نیلوبلاگ

    بعضی وقتها فراموشی خوبه برای اینکه ادامه بدهیم اما بعضی وقتها فراموسی بد است چون در لحظه نمیفهمیم چرا؟بگذریم می خواستم از انبوه تجربه ها صحبت کنم و اینکه اینهمه تجربه چه موقع به کارم میاد؟الان که سوالم را نوشتم جوابم را گرفتم اینکه در لحظه از اون استفاده کنیم....

    ادامه مطلب
  • خط چشم مشکی به شیوه شرقی

  • نیلوبلاگ

    یک همکار دارم خانم زحمت کش و خیلی سر و ساده ای است و به خاطر فرهنگ و مرام دست پایش بسته و دائم مهمان دارد چند روز پیش حرفی زد که یاد خودم افتادم و آرزوهای خام و احمقانه خودم گفت از بس خسته ام دلم می...

    ادامه مطلب
  • باباهای با تجربه

  • نیلوبلاگ

    یادم هست وقتی دوازده سیزده ساله بودم بابام می گفت انشالله که موقع شوهر کردنت هستم اما اگه نبودم وصیت می کنم با نصف دنیایی ها ازدواج نکنی خیلی بی بخارندگذشت و من بر اثر بی احتیاطی با یک ادم اهل قطب ازدواج کردم و همین باعث شد دقتی به مردهای اطرافم که نصفه دنیایی بودند بکنند واقعا بابا به چه نکته ظریفی اشاره کرده خیلی بی بخار و یخ هستند. فکرشو که می کنم از تمام مردها متنفرم اهل هر خراب شده ای می خواهند باشند. و خوب که فکرشو می کنم از بعد دانشگاه این حس تنفر و انزجار پیدا شده امیدوارم هیچ کس با آدمهای تهی وپوچ برخوردی نداشته باشه که اون وقت از هرچی آدمه هم منزجر میشه و لازم به ذکر است این حس تنفر فقط مال وقتیه که یک مرد به جنسیت من توجه میکنه نه خود آدم بودنم . دیگه وقتی حریم خصوصی عمومی میشه نا...

    ادامه مطلب
  • تیر خلاص

  • نیلوبلاگ

    وقتی بعضی عکس ها در حافظه پنهان شما هستند و بعضی عکس ها نیستند شما به این نتیجه می رسید بعضیآ بیشتر از آنچه فکر می کنید آشغالند با آشغالها چه کار می کنند ؟می اندازند در سطل آشغال ولی بعضی آشغالها در سطل آشغالم بو می دهند؟ وقتی فکرشو می کنم اگه حافظه پنهانمو نمی دیدم چی میشد؟ طرف عکس خیگیای خانوادگیشو پاک کرده و ......نهایت پستی که میشه در یک نفر دید. .............................

    ادامه مطلب